عباس قديانى

185

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

سلسلهء ايلكخانيان تركستان . وى در بلاد ترك ، چون بلاد ساغون و كاشغر تا حدود چين حكومت داشت ، و مركز حكومتش بلاد ساغون بود . چندين مرتبه با امرا و پادشاهان سامانى جنگ كرد . عاقبت بخارا را گرفت ، اما آب‌وهواى بخارا با مزاجش سازگار نگشت و ناچار راه تركستان پيش گرفت و در بين راه وفات يافت . بعد از او ، ايلكخان ملقب به شمس الدوله سلطنت ايلك خانيان را يافت . بغستان ( مكان خدايان ) مجاور نقوش بيستون آثار مختصرى از بغستان قديم باقى مانده است كه به اوايل دورهء هخامنشى منسوب مىباشد ( 559 - 529 ه . ق . ) . بقعه شيخ صفى الدين اردبيلى مقبره شيخ صفى الدين اردبيلى واقع در اردبيل ، از زيباترين ابنيه تاريخى و هنرى ايران به شمار مىرود . در اين بقعهء مقابر ديگرى از ساير پادشاهان و شاهزادگان و خوانين صفوى و امراى آن دوره باقيمانده است ، از جمله قبر منسوب به مادر شاه اسماعيل و شيخ صدر الدين ، شيخ جنيد ، سلطان حيدر و دو تن از امراى به نام سلطان استاجلو و كردبيك . مقبرهء شيخ صفى الدين برجى است استوانه‌اى شكل كه گنبدى كوتاه بر فراز آن جاى گرفته . گنبد مقبره شاه اسماعيل كوتاه‌تر از گنبد شيخ صفى الدين است . قديمترين قسمت اين بنا متعلق به نيمهء اول قرن نهم هجرى است كه به‌تدريج بر ساختمانهاى بقعه افزوده شده . در تكميل و تزئين و تعمير اين بقعه كه به منزلهء آرامگاه خانوادگى شهرياران صفوى به شمار مىرفته شاه طهماسب اول و شاه عباس دوم ، كوشش بسزا داشته‌اند . بك - بيگ - بى - باى به زبان تركى به معنى بزرگ و مهتر . لقب يا عنوان كلى نجبا و بزرگان ترك و غالب ممالك اسلامى همچنين در ايران بعد از اسلام . اين كلمه از قرن پنجم ه . ق . به‌بعد در آخر بعضى اعلام ( مثل طغرل بك ، آق سنقر بك ، خواجه بك ، يوسف بك ) به عنوان لقب ذكر مىشده است . در قرن نهم ه . ق . كلمهء بك به دنبال اعلام امراى تركمان آذربايجان و دياربكر به كار مىرفته است ( مانند : حسن بك ، على بك و . . . ) و در ماوراء النهر نيز ، متداول بوده است ، و بعد از آن در اكثر سرزمين ايران و ماوراء النهر عنوان حكام بلاد ايران و ماوراء النهر عنوان حكام محلى بوده ، و هرچند شغل حكومت هميشه از پدر به پسر نمىرسيده ، اين عنوان معمولا از پدر به پسر انتقال مىيافته است ، و در عهد قاجاريه به‌تدريج عنوان تشريفاتى شده است . بكتاشيه فرقه‌اى از صوفيه ، منسوب به حاجى بكتاش ولى . بكتغدى ( Baktoqdi ) به معناى بزرگزاده ، رئيس غلامان خاصه در عهد سلطان محمود و سلطان مسعود اول غزنوى . وى در زمان محمود عنوان سالار غلامان سرايى و سالار مطلق داشته است . بعد از وفات محمود ، وى به مسعود پيوست و نزد او مقام و عنوان حاجبى را نيز ضميمهء عنوان سالارى كرد . مقارن آغاز فتنهء تركمانان سلاجقه در نساء سلطان مسعود او را با لشكرى آراسته به دفع او